در دهههای گذشته بر روی دربهای چوبی منازل دو الی سه نوع درکوب وجود داشت که برای سه گروهی آقایان، خانمها و غریبهها طراحی شده بود.
دلیل درکوبهای مجزا برای آقایان، خانمها و غریبهها به این خاطر بود که جنسیت طرف مشخص شود. چنانچه خانمی در منزل بود با تشخیص صدای در زدن مردان یا یک شخص غریبه برای بازکردن درب از پوشش مناسبی استفاده کند.
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری


چشم انداز خط الراس نروخرو در یک روز برفی
از تفرجگاه کَله، شاه سِره ، واقع در روستای دادوکلا
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
یلِاقِ وَرف تا دَروِن مِره وِنه
یخ لیلِک سونِ رَسِن مِره وِنه
وَرف لانگه، تیکاسو و آدِم وَرفی
سَر جَمی سور بَخِردِن مِره وِنه
برگردان فارسی
دلم برفی که تا ایوان خانه را پوشانده باشد می خواهد
دلم قندیل های یخی که مانند ریسمان بلند باشد می خواهد
دلم معبری از برف، شکار پرندهی توکا و آدم برفی می خواهد
دلم سرسره بازی با دوستانم به صورت گروهی میخواهد
شعر: علی خانی دی نود و شش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
آقای رحمان جهانی آهنگر کلایی اهل روستای آهنگر کلای قائمشهر، ساکن ساری در یک حادثه رانندگی دست چپش از بازو قطع شد اما از ادامه زندگی نا امید نشد و معلولیت و قطع عضو را پایان را ندانست و به صورت تجربی نواختن نی را آموخت.
آقای جهانی میگوید: نوازندگی نی با یک دست بسیار سخت بود در ابتدا از انگشت پای چپ برای کمک به نواختن نی استفاده کردم و سپس به این فکر افتادم که بعضی از نت ها را با انگشتان پای چپ بنوازم.
این هنرمند در جشنواره کشوری معلولان در سال ۷۹ رتبه نخست را کسب کرد و داوران نوازندگی او را که تلفیقی از دست راست و پای چپ بود برتر و در جهان بی نظیر اعلام کردند.
آقای رحمان جهانی در رشته دوچرخه سواری نیز فعالیت می کند و داور درجه ۳ بین المللی دوچرخه سواری معلولان است.
آقای جهانی در زمینه نقاشی٫ گچ بری٫ سنگ کاری٫ کاشی کاری و جوشکاری بسیار مهارت دارد و تا کنون توانست با آموزش بیش از ۱۰۰ جوان به ویژه جوانان معلول زمینه اشتغال انها را فراهم کند .
این هنر مند اعتقاد دارد :
هیچگاه تسلیم سرنوشت نباید شد چرا که فردا حتما معجزه دیگری است.
چه مرد چه زن اگه بوشِن پای کار
دست و لینگ هم نِدارِن نزنّه زار
دونّه چِتی را ره پی دا هاکِنِن
گدایی ره وِشون دونّه ننگ و عار
شعر: علی خانی آبان ۹۵
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
پیتکی بَیته، ماهِ رو ره بَهیته
ورف بزوئه، نالِ لو ره بَهیته
هیمه ره دَچینم بخاری دله
سوز و سرما چِشِ خو ره بَهیته
برگردان فارسی
ابر آمده روی ماه را پوشاند
برف آمده روی سکو را پوشاند
هیزم را داخل بخاری ردیف کنم
سرما خواب را از چشمانم گرفت
شعر: علی خانی دی نود و شش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
چِکِل ته وَر پَهلی دَنییه چپون
اِشکار بورده وِرگ کِل دِنه نماشون
گالش هیرا هیرا بَیِّه خاموش
چِکِل تینار بَیّه ندارنه مهمون
علی خانی دی نود و شش
ترجمه
در اطراف کوهستان چوپان نیست
بز کوهی رفت و گرگ غروب زوزه می کشد
سر و صدای گالش هم خاموش شد
همگی رفتند، کوهستان تنها شد و مهمان ندارد
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
ویشهی گَتِ اِزدار گوم بَهییه
وِنه شِلِکِ نمدار گوم بَهییه
ویشه ره لَم بَیته راه ره دَوِسّه
نواجِش هاده، مِرسدار گوم بَهییه
شعر : ؟
برگردان فارسی / علی خانی
درخت آزاد جنگل گم شد
درخت جوان نمدار گم شد
جنگل را بوتههای تمشک پوشاند و راه بسته شد
ناله سر دهید، درخت راش هم گم شد
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
داستان دزدیده شدن خودروی جهان پهلوان تختی
تختی یک ماشین بنز ۱۷۰ سبزرنگ داشت. همیشه برای تعمیر به تعمیرگاه نادر میآمد که مالکانش دو شریک بودند به نامهای علی و آوانس. مردمی که گرفتاری یا مشکلی داشتند برای تختی نامه می نوشتند و به صاحبان این تعمیرگاه می دادند تا به دست تختی برسانند.
آقای حیدری می گوید: یک روز در این تعمیرگاه نشسته بودیم که تختی بدون ماشینش آمد. گفتیم ماشین کو؟ آقا تختی گفت:
دیشب ماشین را دزدیدند.
آوانس با شنیدن این حرف گفت:
آقا موقع رفتن ماشین منو ببر تا ببینم چه خواهد شد.
یک هفته بعد، در تعمیرگاه نادر بودیم که چند نامه به تختی دادند. پهلوان در حالی که یکی از نامه ها را میخواند، یک دفعه خنده بلندی کرد و گفت:
نامه آقا دزده است! نوشته ماشینت مقابل شیر پاستوریزه پارک شده و شرمنده ام که ماشینت رو دزدیدم.
به همراه تختی به محلی که سارق گفته بود رفتیم. ماشین آنجا بود، تختی دور ماشین چرخید و گفت:
لاستیکها، تودوزی، ضبط و همه چیز ماشین نو شده!
سارق بعد از اینکه فهمیده بود ماشین جهان پهلوان تختی رو دزدیده از کارش پشیمون شده و برای عذرخواهی همه چیز ماشین رو نو کرده بود.
بعد که سوار ماشین شدیم، تختی گفت:
عمو حیدر! بیا مبلغی که برای ماشین من خرج شده را به خیریه بدهیم.
در واقع تختی هر وقت می توانست به مردم خدمت میکرد. حتی زمانی که چنین اتفاقی برای او افتاد.
در یک کلمه بگو
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
هیمِه کِمبه کِله ره گرم هاکِنِم
چو هایته دَسّ و لینگ ره نَرم هاکِنِم
پِلا بَپِجِم و چایی دَم هادِم
شه ره تا دَرِمبه سرگرم هاکِنِم
شعر : نعمت الله احسانی بنافتی
برگردان فارسی / علی خانی
هیزم جمع کنم تا اجاق را روشن و گرم کنم
تا دست و پایم را که بخاطر سرما مانند چوب شدند نرم کنم
روی اجاق برنج بپزم و چایی دم کنم
تا زمانی که حیات دارم خودم را به نوعی سرگرم کنم
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
پِیِرونِ روستایی وِسته
ته لینگ، لاستیک کَلوش، ته دور بَگِردِم
کَمِلِّ هایتی دوش، ته دور بَگِردِم
ته تَن پوش هسته پینه بَزه شِلوار
ته تِکِ خنده روش، ته دور بَگِردِم
ترجمه
برای پدران روستایی
کفش لاستیکی پوشیدی، دورت بگردم
کاه را به دوش میکشی، دورت بگردم
شلوارِ وصلهدار به تنت کردی
خنده بر لبانت جاریست، دورت بگردم
شعر : علیخانی آذر نود و شش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
معنی کلمات و اصطلاحات مازندرانی در عکس نوشته
صِوی سَری : اول صبح
تاجندی : دواندن، تاختن
ویشه وری : سمت جنگل
خونِش : آواز خواندن
توره چِمر : صدای تبر
پیته : می پیچید
هیمه : هیزم
کشیمی : می کشیدیم
باربَن : طنابی کلفت و بلند جهت بستن باری که در دو طرف پالان آویزان است
کَشی : بندی که با آن بار را پشت اسب می بندند.
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری


پوس کلا poos kelaa
کلاه پوستی - کلاه پشمی چوپان و گالش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
مه پی یر لینگ
هلا چکمه دره
جان مار کمرم چادر دوسه
مه برار خونش هم کتولیِ
مه خواخر
تنیرسر بَل دنه دیمّه
اره من دهاتیمه
پشت کو جا بمومه
اِفتابم صواحی سر
پشت کو جا درانه
شعر: کاظم صداقتی
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
پیامد عدم بارش برف و باران
چشمه هایی که تا چن سال پیش آب داشتند و باعث رونق دامداری و کشاورزی بودند اما متاسفانه به خاطر خشکسالیهای اخیر همه خشک شدند. البته تعداد این چشمه ها در اطراف روستای دادوکلا زیاد بود که من از چند تاشون عکس گرفتم اونا هم یاخشک شدند یا در حال خشک شدن هستند. چشمه های بقیه روستاهای دهستان بنافت هم همین شرایط را دارند.
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
کوله ره دوش هایرم مِن بورم چِکِل
کِمه بسازم و هاکنم مَنزِل
چِکِل تِسِّه بارِم مِن شعر و غَزِل
شه غَمِ دِلِّ بارم کوهِ بِلبِل
شعر: علی خانی دی نود و شش
ترجمه
کولهپشتیام را بردارم و به سمت کوه بروم
کلبهای بسازم و آنجا سکونت کنم
برای کوه شعر و غزل بِسُرایم
غم دلم را برای بلبل کوه بازگو کنم
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
روی تصویر کلیک کن تا واضح ببینی
ملاره ماه هوا وا زنده وارش
همه جا زرد و سرخ سردی و سوزش
مرس و ممرز سردی جه زنّه نالش
پیرِ دار لخت بَیّه وه کنده خونش
ترجمه
ملاره ماه هوا باد و باران می زند
همه جا زرد وسرخ، همراه با سرما و سوزش است
درخت راش و ممرز بخاطر سرما ناله می کنند
درخت پیر برگهایش ریخت و از سرما می لرزد
( ملاره ماه= یکی از ماههای تبری)
شعر : علیخانی
نهم آذر نود و شش
به یاد زلزلهزدگان استان کرمانشاه که این روزها
با سرما دست و پنجه نرم می کنند.
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
لَمپا ره تِسته سو کِمبه دَگردی
تَشی سِمبار ره او کِمبه دَگردی
سِرخ گل ره سِرپیش تِسته کارمبه
سِره خِنه ره نو کِمبه دَگردی
ترجمه
چراغ گردسوز را برایت روشن می کنم تا تو برگردی
داخل سماور ذغالی آب میریزم و روشنش می کنم تا تو برگردی
داخل حیاط، گل سرخ را برایت می کارم و به تو هدیه میدهم
به سر و وضع خانهام رسیدگی و تمیزش میکنم تا تو بگردی
شعر: علیخانی آذر نود و شش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
یِلاقِ خِنهها بَینه ویلایی
یِلاقِ ماشینا بَینه فِراری
زمین دارِ دیروز بَیّه سَمِندار
یِلاقیِ اَمروز بَیّه سرایدار
ترجمه
خانههای ییلاق ویلایی شدند
در ییلاق ماشینهای فِراری تردد می کنند(فراری، نوعی ماشین میلیاردی)
ییلاقی یا زمیندار دیروزی، با پول فروش زمین، ماشین سمند خرید
ییلاقی امروزی، به دلیل بیکاری سرایدار خانههای ویلایی سرمایه داران شد
شعر : علیخانی آذر نود و شش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
« چِکل وِسته »
سبزِ مِکنا جه بَیتی شه رو ره
زردِ لِچک جه بَیتی شه ابرو ره
اِسپه چارقدِّ هاکِردی پَندونی
ته ناز جِلا هِدا مه چِشِ سو ره
ترجمه
« برای کوه ، در وصف کوه »
با روسری سبز صورتت را پوشاندی
با روسری زرد ابروانت را پوشاندی
با روسری سفید سر و گردنت را پوشاندی
ناز و عشوهی تو به چشمانم روشنایی بخشید
پندونی: شکلی از بستن روسری
در قدیم زنان مازندرانی با روسری بزرگی سر و گردن و قسمتی از بالا تنه را می پوشاندند که به این نوع پوشش یا بستن روسری پندونی می گفتند.
شعر : علیخانی آذر نود و شش
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
benaft.blog.ir @benaft11
کال چرم (kaal charm)
چارق – پای پوش چرمی که از رو آن را با بندی می بندند و جنس آن از پوست گاو می باشد.
روش درست کردن کال چرم
روی پوست تازه گاو نمک بپاشید سپس آن را زیر نور آفتاب خشک کنید و در ابعاد مورد نیاز برش دهید. چرم برش داده را با آب خیس کنید و به وسیله چاقو اطراف آن را سوراخ کنید. بند کفش را از چرم درست کنید و از داخل سوراخهای ایجاد شدهی اطراف چرم رد کنید سپس آن را بپوشید.
در گذشته پا را به وسیله یک پارچه پشمی (شره) از پنجه تا ساق می بستند سپس کال چرم را می پوشیدند.
در بعضی از مناطق پشم گوسفند را به وسیله ابزاری (کتلوم) به نخ تبدیل می کردند و به عنوان بند کال چرم استفاده می کردند.
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری
برچسب:
نویسنده: میلاد صفری